تصمیمم را گرفته ام. می خواهم آدمکم را دور بزنم و از دست این تردید ها فرار کنم، درست احساس کسی را دارم که به قصد یک پرواز کوتاه پله ها را بالا می رود. نفسم پس می رود. صدای قلبم را می شنوم این اضطراب کشنده یک عمر همنفسم بوده، هر جا که رفته ام و هر کاری که کرده ام. نمی دانم از خودم فاصله می گیرم و یا بخودم نزدیک می شوم. به هر حال از فکر این تجربه هیجان زده می شوم درست مثل راه رفتن توی تاریکی است. گذر از من نه به خاطر دیگران، فقط و فقط بخاطر خودم و وقتی که نوشته ام تمام شود ورود خودم را به تاریکخانه جشن می گیرم. ... به تاریکخانه خوش آمدید!
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دست خط مبارک همایونیسلام ایمایم بعد از مدتها آمدیم بلاگ مبارک همایونی را خط خطی کنیم! بعد از یک غیبت کبری که مرتب خبر رسید که همه چشم انتظار اراجیف حضرت اشرف اقدس ما هستند!!!مدت بود درگیر رتق و فتق امور مملکتی بودیم امور دربخانه هم که قوز بالای قوز اما هر فرصتی هم... more
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||





























